مرتضى راوندى
14
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
چنين دايرة المعارفى ، به تلاش و تكاپو پرداختند و از روش تحقيق و پژوهش محققين انگلستان و فرانسه بهرهمند شدند . ولى در كشورهاى خاورميانه و در جهان اسلامى از صدر اسلام تا ظهور اشاعره و قشريّون ، دانشمندان عالم اسلام ، كموبيش مىتوانستند عقايد و نظريّات فلسفى ، اجتماعى و علمى خود را اظهار كنند . و خلفاى بغداد و سلاطين و امراى ايرانى به علت محدود بودن دايرهء انتشار اين كتابها يا به علت آزادانديشى ، در راه تأليف و انتشار آنها سدّ و مانعى ايجاد نمىكردند . در ميان دانشمندان روزگار ما استاد مرتضى مطهرى در كتاب : « پيرامون انقلاب اسلامى » با صراحت تمام با تحديد عقايد و افكار و اعمال زور ، براى قبولان معتقدات و ايدئولوژيها ، مخالفت ورزيده است . به عقيدهء استاد : « هر مكتبى كه به ايدئولوژى خود ايمان و اعتقاد و اعتماد داشته باشد ، ناچار بايد طرفدار آزادى تفكر باشد . . . من اعلام مىكنم كه در رژيم جمهورى اسلامى هيچ محدوديّتى براى افكار وجود ندارد ، همه بايد آزاد باشند كه حاصل انديشهها و تفكّرات اصيلشان را عرضه كنند . » سپس خطاب به پيروان مكاتب افراطى مىگويد : « . . . ما صريح و رك و پوستكنده به شما مىگوييم : آقا ! رژيم حكومت و ايدهآل ما ، غير از حكومت ايدهآل شماست ، رژيم اقتصادى ايدهآل آيندهء ما ، غير از رژيم اقتصادى مطلوب شماست ، نظام اعتقادى و فكرى ما ، و جهانبينى ما ، غير از نظام اعتقادى و فكرى و جهانبينى شماست . شما ، سخن خود را به صراحت بگوييد ، ما نيز حرفمان را صريح و رك مىگوييم تا هركس كه مىخواهد از اين راه برود و هركس كه نمىخواهد از راه ديگر ، من به همهء دوستان غيرمسلمان اعلام مىكنم ، از نظر اسلام تفكر آزاد است ، شما هرطور مىخواهيد بينديشيد و عقيدهء خودتان را ابراز كنيد . . . بعد ما مىآييم و حرفهايمان را مىزنيم و منطق خودمان را مىگوييم ، هيچكس هم مجبور نيست منطق ما را بپذيرد . . . . من به جوانان و طرفداران اسلام هشدار مىدهم كه خيال نكنند ، راه حفظ معتقدات اسلامى ، جلوگيرى از ابراز عقيدهء ديگران است . از اسلام فقط با يك نيرو مىشود پاسدارى كرد و آن « علم » است و آزادى دادن به افكار مخالف ، و مواجههء صريح و روشن با آنها . . . و الا اگر جلوى فكر را بخواهيم بگيريم ، اسلام و جمهورى اسلامى را شكست دادهايم . از آنجا كه ماهيّت اين انقلاب ، ماهيتى عدالتخواهانه بوده است ، وظيفهء همگى ما اين است كه براى آزاديها به معنى واقعى كلمه احترام بگذاريم ، زيرا اگر بنا بشود حكومت